نویسنده : امیر| بازديد : 209| نظرات ()| تاریخ ارسال پنج شنبه 20 فروردين 1394برچسب:,
عاغا ما يه گودزيلا داريم که يه ابجي کوچولو تو راه داره يروز من و زن دايبم و گودزيلا رفته بوديم واس مسافر کوچولو لباس بگيريم ومامانش يه لباس صورتي برداشته ميگه رضاجون خوبه؟گودزيلا(رضا)ميگه نه ماماني ابي بردار مامانش ميگه اخه دختره اونم ميگه مامان اگه اجيم پسرباشه چي؟ منو ميگي انقد ديواراي مغازه ي طرفو گاز زدم يارو پول يه جين لباس ب عنوان خسارت ازم گرف
بچه که بودم ، خاله ام تازه ازدواج کرده بود . يه روز اومدن خونه مامان بزرگم و مامانم گفت خاله اينا ماشين خريدن ، بهشون تبريک بگو . من هم تو عالم بچگي به جاي مبارک باشه گفتم دست شما درد نکنه ! مهموني رسما منفجر شد از خنده !
چند وقت پبش خانوادم براي مسافرت رفته بودن جايي من با برادرم مونديم و نرفتيم عمه جونم پيشه ما بود يه روز که از مدرسه برگشتم تا اومدم بشينم عمه: دخترم ليموت رو اوردن!!!!! جاننننن؟؟؟؟؟!!! ليموي من؟؟ من: عمه من ليمو نخواسته بودم که ليمويه منو اورده باشن. عمه: نه دخترم اون ليموت که کوچيکه!! من: ليمويه من کوچيکه؟ مگه من ليمو دارم؟ عمه: اي بابا! ليموت که باهاش در باز ميکنن! من: با ليمويه من درباز ميکنن؟خوبي عمه؟ عمه: بذار بيارم ببيني. بعده 2 ساعت فهميدم به ريموت ميگه ليموت :)))))) :| افق ديگه ظرفيتش پره رام ندادن . جايي ميشناسين خلوت باشه؟
نویسنده : امیر| بازديد : 182| نظرات ()| تاریخ ارسال چهار شنبه 22 بهمن 1393برچسب:,
بعله ما دو هفته پيش از آخرين امتحانمون خسته و مونده رسيديم خونه که اين گودزيلاي 8 سالمون اومد تو اتاقمون همونجوري زل زد به صورتم گفت : از دستت ناراحتم !!! …. منو ميگي بي خبر از همه جا ميگم چي شده عزيزم ؟ ميگه : چرا رو لبتابت رمز گذاشتي ميخواستم قسمت آخرشوووو ببينم !
نویسنده : امیر| بازديد : 230| نظرات ()| تاریخ ارسال چهار شنبه 22 بهمن 1393برچسب:,
اغا يکي از فاميلامون اومده ميگه برو تو حساب ياهو خودم.منم گفتم بامرورگر اصليم نميتونم برم حساب خودمو چيکارکنم؟خولاصه از غذا رفتم مرورگر مستهجن رو باز کردم(احياين گاهي ميرم تو سايت هايييي بوووووووووووووق البته انسانه ديگه نگين خودتون حتا اسم اين سايتاروهم نشنيدين)خولاصه تا زدم www. يهو نامه اعمالم جلو فاميل بازشد لايک:فاتحه